سلااااااااااام به همگی :rose:   :rose:  

خوبید خوشید سلامتید؟؟ :rose:  

طبق معمول اخر هفته بود و من هم یه چند روزی کلا نبودم :laf:  

این چند مدتی که برام باقی مونده دارم به خوبی میگذرونم و اکثرا در حال مسافرت و تفریح و این چیزا هستم که توی دلم نمونه :lol:  

این هفته هم جای شما خالی رفته بودم خونه ی بـی بی ( مادربزرگم) و خلاصه خیلییییییییییی خوش گذشت :yahoo:  

بیاید ادامه مطلب :good:  

... نمایش ادامه

سلاااااااااااااااامممم

فورا میریم سر اصل موضوع :laf:  

جای شما خالی :laf: امروز که همه جا جشن و پایکوبی و تعطیلی بود اقا من و دوستان هم بیکار و الاف نشسته بودیم کنار همدیگه ، خب بالاخره پسریم دیگه

تصمیمات یهوییِ زیادی میگیریم :lol:   فکر کنم قبلا گفتم چند موردش رو

خلاصه امروز نزدیک های ساعت 8 بود که یهویی تصمیم گرفتیم من و ارش و پویا و سعید بزنیم به کوه و دشت و دَمَن :lol2:  

ساعت 8:05 دقیقه نشده بود که چهارتایی هرکدوم یکی یه فلاسک چای و لیوان به اندازه یه لشکر 1000نفری + زیرانداز و بالشت و چراغ مهتابی و یه عدد پیکانِ خیلی باحالِ سعید عازم کوه و بیابون شدیم :lol:

اها راستی هرجا 4تا پسر دو به دو رو به روی هم نشسته بودن بدونید دارن حکم میزنن :lol:   ما هم مسثنا نیستیم :devil: :lol:

البته یه سری موارد دیگه هم بود که قابل ذکر در این محفل نیست :lol:

اقا بریم ادامه داستان که صفحه اصلیم شلوغ پلوغ نشه :lol2:

البته خیلی هم دیگه طولانی نیست :laf:  

... نمایش ادامه

 

So close, no matter how far
Couldn’t be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters

Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don’t just say
And nothing else matters

Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
And nothing else matters

Never cared for what they do
Never cared for what they know
But I know

... اگر حوصله داری میتونی هذیانهای نا خودآگاهم رو بخونی

 

 

آقا راست میگن تا خوشالی یهو  بعدش میبینی ناراحتیا :spchls:  

تا دیروز خیلی خوب بودا

انرژی مضاعفی داشتم لامصب اما امروز داره تموم میشه :spchls:  

آدم نمیتونه بگه “من میخوام حرف بزنم” هی میگه “تو نمیخوای صبحت کنی؟؟ ” :hmm:  

اونم میگه نه :spchls:  

خو چه وعععععععععضــــــــــــــــــشه؟؟ :spchls:  

باز باید برم سمت پست های ” هرکی حوصخ نداره، نخونه” ی خودم :hmm:  

حوصله ام سر رفت

هوا گرمه ها اما من برم بیرون یکم از این بی حوصلگیم کم بشه :hmm:  

پس اون ” I always Can Make You Smile” چی شد ؟ هان ؟؟ هان ؟؟هان؟؟ :hmm:  

آقا یه مدت آپ نکرده بودم دیگه گفتم زشته :lol2:  

الان دیگه تقریبا فصل امتحاناست و همه به اصطلاح و مثلا گرفتارن گفتیم ما که بیکاریم و دیگه درس و مدرسه و دانشگاه هم که خلاص شده پس چیکار کنیم؟؟ گفتیم خاطرات شیرین مدرسه رو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد B-)   :heart:  

در ضمن این پست ، پست اول هست حالا یعنی جی؟؟ :laf:  

قراره 3 تا پست بنویسم

اولی که همینه که دارید میبینید که راجع به خراب کاری های من و دوستام در مدرسه میشه :laf:  

دومین پست مربوط میشه به نقشه ها و عملیات های فرار از مدرسه و پیش دانشگاهی من و دوستم محمد :hmm:   :lol:  

سومین پست هم دیدم بحث گرمه و قراره راجع به خواستگاری رفتن بگم :unsure:   :lol:  

البـــــــــــــــــــــــــــــته…. :whistle:  

پست های دوم و سوم مشروط بر این اَستَند که ؟؟؟؟؟ B-)  

که این پست اولی رو خوشتون بیاد و ببینم مخاطب داره :yes:   :-)   :yahoo:  

واسه پست اول، بیاید در ادامه همین پایین :laf:

میدونید که خیلی مفصل توضیح میدم همه چیزو :lol:   گفته باشم این پست خیلییییییییییییییییییی طولاینه و خاک تو چشِ کسی که بیاد ادامه رو باز کنه و تا اخرش نخونه :spchls:   :lol:  

 غلط ملط های املایی و تایپی رو هم به بزرگی خودتون ببخشید دیگه :hmm:   :laf:  

... نمایش ادامه